السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
276
تفسير الميزان ( فارسي )
آنان خبردار است ، و مىداند كه دلهايشان آن چنان مشغول است كه نهى او سبب نمىشود از دوستى پدران و برادران كافر خود دست بردارند ، و در دلهايشان ايجاد داعى نمىكند بر اينكه بعدها گوش بفرمان خدا شوند ، و بخاطر امر خدا با كفار هر چند پدران و برادرانشان باشند بجنگند . و مانع ايشان از اين كار محبتى است كه به غير خدا و رسول و جهاد در راه خدا دارند ، لذا خداى تعالى در اين آيه اصول لذاتى كه علاقه نفوس را به خود جلب مىكند برمىشمارد ، و آن اصول عبارتست از پدران ، برادران ، همسران و قوم و قبيله ، و اينها كسانى هستند كه طبيعت جامعه به قرابت نسبى نزديك و يا دور و يا قرابت سببى در بينشان رابطه برقرار كرده ، و جمعشان مىكند . و اموالى كه بدست آورده و جمع كردهاند و تجارتى كه از كساديش هراسناك مىشوند ، و منزلهايى كه خوشآيندشان است ، و اينها اصول ديگرى است كه قوام جامعه در رتبه دوم بر آنهاست . آن گاه مىفرمايد : اگر مردم دشمنان دين را دوست داشته و محبت به اين امور را بر محبت به خدا و رسول او و جهاد در راه او مقدم بدارند ، بايد منتظر باشند تا خدا امر خود را بياورد ، و خدا مردم فاسق را هدايت نمىكند . و اين معنا روشن است كه برگشت شرطى كه در آيه است يعنى جمله * ( « إِنْ كانَ آباؤُكُمْ » ) * تا آنجا كه فرموده : « فى سبيله » در معناى اين است كه گفته شود : اگر از آنچه خدا نهيتان كرده دست برنداريد ، و هم چنان پدران و برادران كافر خود را دوستان خود بگيريد ، و اين سبب شود كه بخلاف آنچه خدا بدان دعوتتان كرده متمايل شويد ، و به عبارت ديگر باعث شود كه غرض دين كه همان جهاد در راه خداست زمين بماند ، در اين صورت منتظر باشيد تا خدا امر خود را بياورد . . . پس منظور از امر ، در جزاى شرط مزبور كه فرمود : * ( « فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّه بِأَمْرِه » ) * بايد يكى از دو چيز بوده باشد ، يا چيزى باشد كه آن شكاف و نقيصه اى را كه در اثر مخالفت آنان بر دين وارد شده جبران نمايد ، و يا عذابى باشد كه بخاطر مخالفت امر خدا و رسول و اعراض از جهاد در راه او بدان مبتلا مىشوند . اين دو احتمال هست ، و ليكن ذيل آيه كه مىفرمايد * ( « وَاللَّه لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ » ) * احتمال اول را تاييد مىكند ، زيرا بعنوان تعريض به مخالفين مىفرمايد : ايشان در اين صورت از زى عبوديت خارج ، و از امر خدا و رسول فاسقند . پس ، از اينكه خدا بوسيله اعمالشان هدايتشان كرده و توفيق نصرت خود و يارى رسولش را ارزانيشان بدارد و بدست ايشان كلمه دين را ترويج